جستجو

تبلیغات


    تبلیغات شما در اینجا

مامان بابا

    دیروز برادرام و خواهر کوچیکم که از شنبه شب مهمون بودن رفتن لحظه های تلخی بود ولی نمیشه کاریش کرد مامانم و دیدم که داره گریه میکنه پدرم هم همینطور . چند روز اینجا بودن و شلوغ پلوغ یه دفه همه رفتن و مامان بابا تنهای تنها شدن.

     

     


    این مطلب تا کنون 34 بار بازدید شده است.
    ارسال شده در تاریخ شنبه 19 مهر 1393
    منبع
    برچسب ها : مامان بابا ,
    مامان بابا

تبلیغات


    Ads

پربازدیدترین مطالب

آمار امروز پنجشنبه 7 ارديبهشت 1396

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

آخرین کلمات جستجو شده

تگ های برتر